|
درآن سکوت شب ، در آن تاریکی ، دختری نشسته است، که دلش از روزگار
گرفته است چیزی نمانده تا گریه کند ، چیزی نمانده تا ناخونهایش را بر گونه
اش فرو کند ، و بر خود سیلی بزند، چیزی نمانده داد بزند ، بغضش در گلویش سنگینی می کند نمی تواند فرو خوردش ، نه نمی تواند. دستهایش را روبه رویی صورتش می گیرد، آرام و قراری ندارد. بغضش را رها می کند. اول آرام ،آرام و بعد تند صدای هق،هق گریه اش ، دل سنگ را آب می
کند. فقط خدا می داند چه حالی دارد ، فقط
خدا. دلش می خواهد داد بزند، از بی رحمی روزگار بگوید ، از بی وفایی از بی انصافی ، از بی کسی. دستانش را محکم بر صورتش می زند و می
گوید: گریه نکن ، نه گریه نکن او به گریه هایت می خندد ، او به گریه
هایت ، اهمیت نمی دهد محکم،بر پاهایش می کوبدو داد می
زند:نه گریه نکن او لیاقت ندارد. ولی ، دلش داد می زند:نه این حرف را
نزن ولی دخترک آرام می گوید: ای کاش او
نبود. ولی باز دستانش را بر صورتش می زند کسی نیست تا جلو دارش شود. آنقدر محکم می زند که از لبانش ، جوی
خون رها می شود و این ، شدت گریه اش را بیشتر می کند. باز می گوید: گریه نکن ، تو نباید
گریه کنی ، تو نباید خودت را خوارو ذلیل کنی نه گریه نکن ، او لیاقت ندارد، نه
لیاقت ندارد. جمله ی اخر ، را با تمام وجود فریاد
می زند. ولی باز دلش به سخن می اید :نه لیاقت
دارد ، او مهربان است. صدای تپش قلبش را می شنود و می فهمد
او نیز گریه می کند. دخترک می گوید: اگر مهربان بود تنهایت
نمی گذاشت ، اگر لیاقت داشت خوردت نمی کرد ، تحقیرت نمی کرد. دل می گوید:او همه ی کسه من است ، او
همه ی چیزه من است . دخترک با گریه داد می زند:اگر همه کست
است ، اگر همه چیزت است ، چرا تنهایی؟ چرا گریانی؟ چرا نمی آید آرامت کند؟
چرا نمی آید تا از خورد شدنت جلوگیری کند؟ او تو را شکست ، او روی احساس تو پا
گذاشت ، هنوز جای پایش را حس می کنم. صدایی جز ، صدای شکستن دل نیامد، و
دیگر هیچ نگفت. دخترک باز آرام نشد ، صدای هق هقش ،
سکوت شب را می شکست و صدای ، زجه ها و ناله هایش ، از بی
رحمی روزگار می گفت . در ان شب تاریک ، کسی صدایش را نشنید
. ناگهان جسمی برق زد ، خط قرمزی ، بر روی سنگ فرش خیابان ،
به چشم می خورد و کسی که از شدت عشق به مرز جنون
رسیده بود،خودش را راحت کرد (و چه زجرآوربود مرگ او) دیگر صدایی به گوش نمی رسید ، جز صدای
وزش باد و بعد ناله ی آسمان و رگبار باران. آسمان تنها کسی بود که به یاد او
گریست. و چه بی وفا بود یار او
|
![]()
این وبلاگ رو درست کردم
HomeProfile
شهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386
من عاشق نمیشم (سپیده ) امین(حسرت دوست) عمو(اخ دلم نشکنی ها) مجنون(رویای خیس) ارغوان(خانه دل) سلمان خان از بندر عباس سیمرغ(خلوت دل) پسرک تنها(عاشقانه می نویسم برای تنها کسی که عاشقشم) محمد خوشکله(رسم زندگی) محمد و ابجی سارا(عشق یعنی در سکوت شب با تو بودن) مجتبی(چشم تو چشم) دریای پر موج(تانفس باقیست اینجا انتظارت میکشم) دانوش(سرزمین مجازی) بهارو بهنام(دنیای سنگی) محمد(زندگی زیباست ای زیبا پسند) محمد جان(یه عاشق) سجاد(عکس- فیلترشکن) صدف(گربه سگ) نگین(عشق) تروریست(سلطانه غم) مهدی"(پاسارگارد دهكده جهاني هزاره سوم) گل آفتاب گردان مریم( ت ن ه ا) جوادبکرایی(عشق) در کوی عشق محمد(دهکده عشق) سینوهه(آناهید) گودو در انتظار من مهدی(هر چه می خواهد دل تنگت ببین) عرشیا(قلب عاشق من) مینا(دولت عشق) شــــــــــــــــــــکیلا( چـــــــشـــمان خیــــــــــس مــــــن ) مروارید جوووووووووووووون(آدم و حوا) مهدی(هر چه می خواهد دل تنگت ببین ) همیشه بارانی(باران) سهند-رضا(عاشقانه) ღ♥ღ*••* خاله لیلون*••*ღ♥ღ رزا(رز عاشق) منتظر(عشق و عاشقی) ایمان علیرضا :مائده •●†دختر ایرونی عاشق †●• ( بچه های ایران زمین ) ایهام مه رو یکی یدونه آرزو جونم پوریا (آتیش پاره واه واه) ۩۞۩ عشق110 ۩۞۩ لیلا(یادگاری) ღஜبرخاسته از خاک ஜღ با نام و یاد او که قریب اما غریب است ¸.•'´* خانه آرزو *`'•.¸ وقت رفتن نباید گریه کنی " گل نرگس فدای رنگ و بویت " یکی یدونه ی من روژان خوشکل من عکس :::...جوک،اس ام اس،موبایل...::: غروب تنهایی من و تو بانک عشق بابا بی خیالش اره برقی »¦«.. ترنم..»¦« " روش های کسب درآمد از اینترنت" عشق و تنهاییش یه نفر از دنیا دلش خیلی پره... فریـــــــــــــــــاد سکــــــــــــوت فقط مرگ محمد عشق من عاشقم باش فرشید ×آرام ولی ساکت× گل شقایق روان شناسی
آبجی سپیدهعمو
تبریکاتاشعار منتخب مروارید اشعار مروارید دلنوشته های مروارید داستانهای مروارید داستانهای انتخابی مروارید مناسبتهای ویژه
کاربران آنلاین: بازديدها : |