تبليغاتX
از هــــــــــر دری





















از هــــــــــر دری

دلنوشته های مروارید


زندگی را بدرود خواهم گفت امشب ، و امشب آخرین خاطرات با تو بودن را مرور خواهم کرد.

آه ای مهربانم ، ای کسی که هکنون چشمانت به چشمهای دیگری دوخته شده است

و با او زمزمه ی عاشقانه داری ، گوش به من بسپار زندگی را بدرود خواهم گفت امشب.

و باقی عمرم را به تو هدیه می دهم . این آخرین هدیه من به توست .

امشب برای آخرین بار چشمانه پر از اشکم را به عکس تو می دوزم و در ، نی نی نگاهت گم می شوم .

امشب برای همیشه به دیار عاشقان جاودان خواهم پیوست و آخرین حرفهایم را به تو خواهم گفت.

ای که همکنون دستانت در دستی دیگرست ، خاطرات با من بودن را همیشه به ذهنت بسپار و یادی

از من دیووانه بکن .

امشب چشمانم برای همیشه به عکس تو خیره می ماند و لبخند ملیحت را به ذهنم می سپارم.

امشب آسمان عاشقانه ی من دیدنیست . ابرهای دلم برای آخرین بار اشکهایشان را می ریزند

و فریاد درد ناکش را به گوش تک تک سلولهای بدنم می رساند .

امشب با خیالی آسوده که تو هم اینک خوشبخت هستی چشمانم را می بندم.

زندگی را بدرود خواهم گفت ،امشب

+نوشته شده در یکشنبه 1387/12/11ساعت20:54توسط مــرواریــد |