دلم براش تنگ شده
دلم واسه کسی تنگ شده ،که هیچوقت دلش واسه دل من تنگ نشده کجا موندی باز؟ چرا نیستی؟ چرا من منتظرتم؟ چرا هنوز احساست می کنم؟ چرا دلم برات تنگ می شه؟ کجـــــــــــــــــــــــایی؟
کجا موندی باز؟ چرا نیستی؟ چرا من منتظرتم؟ چرا هنوز احساست می کنم؟ چرا دلم برات تنگ می شه؟ کجـــــــــــــــــــــــایی؟
+نوشته شده در دوشنبه 1388/01/31ساعت17:22توسط مــرواریــد |
این وبلاگ رو درست کردم که شعرای شاعرایی که دوست دارم رو در اون قرار بدمو متنایی که خودم مینویسم رو امیدوارم خوشتون بیاد 787878787878787878از نگفتهها، از نسرودهها پُرَم;از انديشههاي ِ ناشناخته واشعاري که بدانها نينديشيدهام.عقدهي ِ اشک ِ من درد ِ پُري، درد ِ سرشاريست. و باقيي ِ ناگفتههاسکوت نيست، نالهئيست.اکنون زمان ِ گريستن است، اگر تنها بتوان گريست، يا به رازداريي ِدامان ِ تو اعتمادي اگر بتوان داشت، يا دست ِ کم به درها ــ که در آنان احتمال ِ گشودني هست به روي ِ نابهکاران.بااينهمه به زندان ِ من بيا که تنها دريچهاش به حياط ِ ديوانهخانه ميگشايد.اما چهگونه، بهراستي چهگونهدر قعر شبی این چنین بی ستارهزندان – مرا –بی سرود و صدا مانده – باز توانی شناخت؟
��ی���ی� ������ی ��ǐ��
��ی���ی� ����ی ���ی� ���ی ���ǐ