|
تو اتاق نشسته بود. به روزای تنهایی فکر می کرد. به روزهای که با اشک سر می شد. کم کم بزرگ می شیم.کم کم اوج می گیریم.کم کم عاشق می شیم .اولش با یه نگاه . بعد با یه سلام وبعد دیدارهای دیگه و بعد عشق، عشقی که نمی دونم هوسه یا نه. همیشگیه یا نه. بعضیها پای عشقشون میمونن ولی بعضیها نه ولی اون موند تا اخرش موند و حالا تنها مهمونش و تنها کسی که اونو می فهمه مرواریدیه که رو گونه هاشه اره اون بدونه اون قطره اشک تنهاس، تنهای تنها بی کس ،اما باز هیچکی نبود دلداریش بده اره غرورشو شکوندن. رو دلش پا گذاشتن، اما اون هنوزم عاشق بود. یه عاشقه دلشکسته، یه عاشقی که همه چیزشو برای عشقش داد، و از همه چیزش گذشت از همه چیزش، شاید باورتون نشه. حالا نشستم دارم از اون براتون میگم، نمی دونم چطوری بگم خودشو راحت کرد، با درد خودشو راحت کرد با زجر با غم خون جلو چشاشو گرفته بود، با صدای بلند گریه می کرد، هرچی دم دستش میومد، می زد می شکوند. داد می زد خدایا چرا؟ مگه من چکار کردم؟ مگه من بد بودم؟اخه چرا به من پشت کرد؟ خدایا؟ خدایا تحملم تموم شده دیگه نمی تونم، خسته شدم با چشای خودم دیدمش، راحت رو حرفش پا گذاشت خسته ااااااااام ، خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! و بعد ............................... ولی حتی تو اون موقع بازم گفت دوست دارم و بعد چشاشو بست برای همیشه. حالا از دست رفته (خدایا خودت کمکش کن گرچه که از دست رفته) دیروز اومد سراغش گفت کجاس؟ گفتم پیش خدا، با کمال پررویی اومد، گفت کجاس؟ این عادلانه اس؟ قضاوت با شما ،هرچی دوست دارین بگین، هرچی. رویا و واقعیت تو رویا هام دوسم داره تو رویاهام منو می خواد تو رویاهام عاشقمه تو رویاهام کنارمه تو رویاهام چشاش تره تو واقعیت کنارشم تو واقعیت وابستشم تو واقعیت دوسش دارم تو واقعیت اونو می خوام تو واقعیت چشام تره تو واقعیت دیونشم تو رویا اون دیونمه تو واقعیت وابستشم تو رویا اون وابستمه تو واقعیت دوسش دارم تو رویا اون دوسم داره اما فقط تو رویا و چقدر فاصله رویا با واقعیت زیاده ______________________________________________________
چشم در چشم نگاه در نگاه قدمی به جلو بر می دارم وباز نگا ش می کنم باورم نمی شه خودش باشه لبخندی شیرین بر لبا ش نقش بسته نگاه زیبا شو به چشمای پر از اشکم دوخته ونگاه حیرانه من به چشمای اون (خدایا باورم نمی شه یعنی خودشه) دستمو جلو می برم وصورتشو لمس می کنم هنوز باورم نمی شه خنده تمام وجودش رو پر می کنه و می خنده اونقدر که چشاش پر از اشک می شه دلم برای خندیدنش می لرزه (خدایا بعد از مدت ها باز اون روبه رومه ونگاش من رو میبینه و می خنده ) (خدایا اون چه زیبا می خنده کاش زمان بایسته تا بتونم سیر نگاش کنم ) دارم اون حرفی که یه عمر منتظرش بودم رو میشنوم دوستت دارم ___________________________________________________ ))))))))))))))))))))))))))))))))))(((((((((((((((((((((((((((((((((
نگاهش کردم همینجوری که نگاش می کردم پرسیدم:دوسم داری؟ گفت:اره گفتم: چقدر؟ گفت:نمی دونم و وبعد به اسمون نگاه کرد وگفت :خدا می دونه و بعد لبخندی زد و به صورتم نگاه کرد، دوس داشتم همینجوری نگام کنه هیچوقت حالته چشماشو فراموش نمی کنم و بعد عقب عقب راه رفت ولی همچنان نگام می کرد و من همینجوری رفتنش رو نگاه می کردم توان گریه کردن نداشتم و پاهام توانه راه رفتن ولی اون همچنان می رفت دستام سست شد و یه دفه زانوام خم شد رو زمین افتادم سرم رو روی سنگ فرش خیابون گذاشتم هق هق گریه رو شروع کردم صدای قدم هاش منو غمگین تر کرد انگار روی قلبم پا می ذاشت مثل اینکه یکی قلبمو تو دستاش فشار می داد اون رفت و صدای قدم هاش دورو دور تر شد نمی تونستم داد بزنم بگم برگرد صدای هق هقش دورتر شد انگار برای اخرین باره همدیگه رو می بینیم دیگه ندیدمش تا یه روزی که می خواستن دفنش کنن دلم گرفت کسی جلو دارم نبود دویدم طرفش، گرفتمش پارچه رو کنار زدم از دیدن چهرش سیر نمی شدم داد زدم:پیشم بمون تنهام نزار برای یه لحظه چشماشو وا کرد نگاه غمگینشوبه صورتم دوخت لبخندی بر صورتش ظاهر شد که دلم رو غمگینتر کرد در لبخند و نگاهش عشق بود لباشو وا کرد و گفت :دوستت دارم ولی من باز داد زدم بمون تنهام نزار آخه بدونه تو چطوری زندگی کنم؟ ولی کسی من رو از پشت گرفت و نذاشت سیر نگاش کنم پارچه رو رو صورتش کشیدن داد زدم: اون زندس کجا می برینش ؟ اونو از من جدا نکنین و همچنان که داد می زدم به دنباله اونا می دویدم باز داد زدم :نبرینش اون با من حرف زد و به زانو افتادم اروم گفتم :اون با من حرف زد اون به من گفت دوسم داره ولی کسی به حرفام اهمیتی نداد باز بلند شدم شروع کردم به داد زدن :ترو خدا نبرینش که کسی از پشت گرفتم داد زدم :ولم کن اون زندس که اون کسی که منو گرفته بود بغلم کرد گفتم:اون با من حرف زد ولی اون گفت :خیال بوده و حالا غمگین یه گوشه نشستم می گم هیچوقت فراموشت نمی کنم دوست دارم این دلنوشته از خودم بود
|
![]()
این وبلاگ رو درست کردم
HomeProfile
شهریور 1388مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386
من عاشق نمیشم (سپیده ) امین(حسرت دوست) عمو(اخ دلم نشکنی ها) مجنون(رویای خیس) ارغوان(خانه دل) سلمان خان از بندر عباس سیمرغ(خلوت دل) پسرک تنها(عاشقانه می نویسم برای تنها کسی که عاشقشم) محمد خوشکله(رسم زندگی) محمد و ابجی سارا(عشق یعنی در سکوت شب با تو بودن) مجتبی(چشم تو چشم) دریای پر موج(تانفس باقیست اینجا انتظارت میکشم) دانوش(سرزمین مجازی) بهارو بهنام(دنیای سنگی) محمد(زندگی زیباست ای زیبا پسند) محمد جان(یه عاشق) سجاد(عکس- فیلترشکن) صدف(گربه سگ) نگین(عشق) تروریست(سلطانه غم) مهدی"(پاسارگارد دهكده جهاني هزاره سوم) گل آفتاب گردان مریم( ت ن ه ا) جوادبکرایی(عشق) در کوی عشق محمد(دهکده عشق) سینوهه(آناهید) گودو در انتظار من مهدی(هر چه می خواهد دل تنگت ببین) عرشیا(قلب عاشق من) مینا(دولت عشق) شــــــــــــــــــــکیلا( چـــــــشـــمان خیــــــــــس مــــــن ) مروارید جوووووووووووووون(آدم و حوا) مهدی(هر چه می خواهد دل تنگت ببین ) همیشه بارانی(باران) سهند-رضا(عاشقانه) ღ♥ღ*••* خاله لیلون*••*ღ♥ღ رزا(رز عاشق) منتظر(عشق و عاشقی) ایمان علیرضا :مائده •●†دختر ایرونی عاشق †●• ( بچه های ایران زمین ) ایهام مه رو یکی یدونه آرزو جونم پوریا (آتیش پاره واه واه) ۩۞۩ عشق110 ۩۞۩ لیلا(یادگاری) ღஜبرخاسته از خاک ஜღ با نام و یاد او که قریب اما غریب است ¸.•'´* خانه آرزو *`'•.¸ وقت رفتن نباید گریه کنی " گل نرگس فدای رنگ و بویت " یکی یدونه ی من روژان خوشکل من عکس :::...جوک،اس ام اس،موبایل...::: غروب تنهایی من و تو بانک عشق بابا بی خیالش اره برقی »¦«.. ترنم..»¦« " روش های کسب درآمد از اینترنت" عشق و تنهاییش یه نفر از دنیا دلش خیلی پره... فریـــــــــــــــــاد سکــــــــــــوت فقط مرگ محمد عشق من عاشقم باش فرشید ×آرام ولی ساکت× گل شقایق روان شناسی
آبجی سپیدهعمو
تبریکاتاشعار منتخب مروارید اشعار مروارید دلنوشته های مروارید داستانهای مروارید داستانهای انتخابی مروارید مناسبتهای ویژه
کاربران آنلاین: بازديدها : |